السيد الطباطبائي
103
شيعه در اسلام ( طبع قديم ) ( فارسى )
ساختند . آرى عرب از طرز تفكر فلسفى دور بود تا نمونه اى از آن را در ترجمه برخى از كتب فلسفى يونان به عربى در اوايل قرن دوم هجرى ديد و پس از آن كتب بسيارى در اوايل قرن سوم هجرى از يونانى و سريانى و غير آن به عربى ترجمه شد و روش تفكر فلسفى در دسترس عموم قرار گرفت و با اين حال اكثريت فقها و متكلمين به فلسفه و ساير علوم عقليه كه مهمانان تازه واردى بودند ، روى خوشى نشان نمى دادند و اين مخالفت اگرچه در آغاز كار به واسطه حمايتى كه حكومت وقت از اين علوم مى كرد ، تأثير قابل توجهى نداشت ولى پس از كمى ، صفحه برگشت و همراه منع اكيد ، كتب فلسفى را به دريا ريختند و رسائل اخوان الصفا - كه تراوش فكرى يك عده مؤ لفين گمنامى است - يادگارى است از آن روز و گواهى است كه چگونگى وضع ناهنجار آن وقت را نشان مىدهد . پس از اين دوره در اوايل قرن چهارم هجرى ، فلسفه توسط ( ابى نصر فارابى ) احيا شد و در اوايل قرن پنجم در اثر مساعى فيلسوف معروف ( بوعلى سينا ) فلسفه توسعه كامل يافت و در قرن ششم نيز فلسفه اشراق را ( شيخ سهروردى ) تنقيح نمود و به همين جرم نيز به اشاره سلطان صلاح الدين ايوبى كشته شد ! و ديگر پس از آن داستان فلسفه از ميان اكثريت برچيده شد و فيلسوفى نامى به وجود نيامد جز اينكه در قرن هفتم در اندلس - كه در حاشيه ممالك اسلامى واقع بود - ابن رشد اندلسى به وجود آمد و در تنقيح فلسفه